صدای آب زیباست اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی باشد

این هم سرگذشت یه گوینده کار کشته ی رادیو:
نویسنده : توکلی - ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٠
 

گفتگو با فاطمه آل عباس گوینده رادیو
کاش زمان بیشتری را برای مشرف شدن و پابوسی حضرت می گذاشتم
شنوندگان همیشگی رادیو، او را از زمانی که در رادیو مشهد فعالیت می کرد می شناسند. با بازی اش در فیلم «مینا و غنچه» و نقش کوتاهی که در سریال در «قلب من» داشت برای بینندگان تلویزیون، ارمغان چهره نویی بود، اما سال‌هاست که فقط به عنوان یک گوینده آن هم در رادیو جوان، شنونده صدای گرم او هستیم. خواندن گفتگوی ما با فاطمه آل عباس، گوینده مشهدی خالی از لطف نخواهد بود.
*خانم آل عباس! اگر موافق باشید با بیوگرافی شروع کنیم؟
** من دهم آذرماه 1351 در یک روز سرد پاییزی به دنیا آمدم. من چهارمین فرزند، خانواده‌ای شش نفره به اصطلاح فرزند ته‌تقاری خانواده هستم. دوران تحصیلی ام را در مشهد گذراندم وفارغ التحصیل رشته فوق دیپلم علوم تجربی هستم. در اسفند 1372به صورت رسمی فعالیت خود را در مشهد آغاز کردم و در سال 76 هم به تهران رفتم

*گویندگی تقریبا حرفه محبوب بیشتر جوانان است، این علاقه از کی و چگونه در شما شکل گرفت؟
** گویندگی، شغل محبوب دوران جوانی من نبود، بلکه این قضیه به دوران کودکی من برمی‌گردد. زیباترین بازی وسرگرمی من گوش دادن به برنامه سلام کوچولو وشب بخیر کوچولو بود و بعد این برنامه ها را برای خودم بازی می کردم.گویندگی در وجود من ریشه عمیقی داشت.
* چه شد که به سمت رادیو کشیده شدید؟
**من در کانون هنری صبا به سرپرستی مهدی صباغی آموزش می دیدم که برای بازی در یک سریال معرفی شدم؛ در آن کار با رضا رضا پور گوینده کهنه کار مشهدی آشنا شدم. در واقع ایشان من را برای گویندگی کشف ومعرفی کرد وبه قول برو بچه های رادیو برای تست معروف به صدا مراجعه و کارم را با گزارش گرفتن برای برنامه های مختلف بعد هم گویندگی در رادیو شروع کردم تا اینکه رادیو جوان افتتاح شد. من برای ادامه کار به تهران رفتم و به رادیو جوان مراجعه کردم، اما در ابتدای ورودم به تهران با تلویزیون مشغول همکاری شدم واجرای یک برنامه تلویزیونی را بر عهده گرفتم، اما از انجا که من همیشه عاشق رادیو بودم به رادیو رفتم وتا همین الان هم در این رسانه صمیمی مشغول به کار هستم.


کارتان را در مشهد با کدام برنامه شروع کردید؟
**همانطور که گفتم من کارم را در مشهد با گزارشگری شروع کردم، اما اگر بخواهید برنامه خاصی را به عنوان اجرا نام ببرم برنامه گوناگون بود که به تهیه کنندگی حسین کریمی، تهیه وپخش می شد.
* چه شد که به تهران مهاجرت کردید؟
** مهاجرت من به تهران چند علت داشت که یکی از آنها افتتاح شبکه جوان بود. همزمان با نیرو گرفتن این شبکه و با توجه به علاقه‌ای که به فعالیت در رادیو داشتم، رادیو جوان را برای ادامه کارم انتخاب کردم.
* در تهران با چه برنامه ای شروع کردید؟
**با برنامه برای فردا در شبکه سه فعالیت تصویری ام را شروع کردم ودر رادیو هم برنامه سلام عصر بخیر بود.
*چه شد که بازیگری را کنار گذاشتید؟
**برای فعالیت در تلویزیون، گام بلندی برداشتم، اما من عاشق رادیو هستم.جذابیت رادیو برایم چیز دیگری است به طوری که همیشه فکر می کنم اگر روزی نتوانم در رادیو کار کنم حتماً افسرده می شوم. رادیو، شهرت ندارد اگر خیلی شانس بیاوری فقط محبوب می شوی. رادیو، مردمی وصمیمی است.
*در چه سالی ازدواج کردید؟ بچه ها چطور با کار شما کنار می آیند و آیا به کار گویندگی علاقه مند هستند؟
**من بیست ودو سال قبل ازدواج کردم والان هم سه پسر دارم که پسر بزرگم سال دوم معماری است وپسر کوچکم هم کلاس سوم دبستان. بچه ها کارم را دوست دارند و ارتباط‌های کاری من برایشان بسیار جذاب است.در خصوص قسمت بعدی سئوالتان هم باید بگویم پسر کوچکم این توانایی را دارد واحتمالا درآینده گوینده زبردستی خواهد شد.
*قبل از رفتن از مشهد بیشتر چه زمان‌هایی به زیارت حضرت رضا(ع) می‌ رفتید؟
** تقریبا قبل از هر اجرای رادیویی برای اینکه آرامش پیدا کنم حتما به حرم می رفتم.
*فاصله منزل تا حرم چقدر بود؟
**منزل ما در خیابان خواجه ربیع وتا حرم فاصله چندانی نداشتیم.
* خانم آل عباس! همه ما ایرانی ها یک حس دلبستگی و وابستگی خاصی نسبت به مشهد داریم شما به عنوان یک مشهدی چطور؟ وقتی اطرافیان ،همکاران و...متوجه می شوند که شما مشهدی هستید چه حسی دارند؟
**خودتان که خوب می دانید شاید ساده ترین جمله کسانی که می فهمند ما مشهدی هستیم "التماس دعا"است، خودتان هم حتما تا به حال به کرات با این قضیه برخورد کرده اید.بعضی از دوستان و همکاران هم حتی می خواهند وقتی رفتم حرم برایشان دو رکعت نماز زیارت بخوانم .
* هر چند وقت یک بار به مشهد مشرف می شوید؟
**هر سه ماه یک بار برای دیدن پدر و مادرم حتماً به مشهد می آیم ویک زیارت شبانه وبعد از یکی دو روز برمی گردم.
*هنوز دلتان هوای مشهد وحرم را می کند؟
**خیلی، من هنوز هم وقتی گرفتاری برایم پیش می آید و یا خسته و ناراحتم از همین راه دور به امام متوسل می شوم.حالا که از مشهد دورم، قدر امام رضا را بیشتر می دانم.کاش زمان بیشتری را برای مشرف شدن و پابوسی حضرت می گذاشتم
*وکلام آخر....
**من همیشه گفته ام همه ما هر چه داریم از دعای پدر ومادر است .خدا همه پدر ومادر ها را زنده وسلامت بدارد.